
من ایران را دوست دارم، نه از آن رو که برتر از دیگر سرزمینهاست، بلکه چون خانهی انسانهایی است که زندگی و سرنوشتشان با من گره خورده است. انسانهایی شریف، نجیب و مفید مانند دیگر انسانها که حقی برابر با دیگران از این جهان دارند. انسانهایی که حق دارند شرافتمندانه زندگی کنند.
این وطندوستی را بر پایهی انساندوستی میفهمم؛ یعنی باور دارم کرامت انسانها، فارغ از مرز و ملیت، یکسان است.
به همین دلیل، تعهدم به ایران، تعهدی مسئولانه و انتقادی است: تلاش برای بهبود زندگی انسانهایی که در این سرزمیناند، بدون آنکه رنجشان یا رنج انسانهای دیگر را در بیرون از آن نادیده بگیرم. من این سرزمین را نه ملک خود، بلکه امانتی میدانم که باید در چارچوب کرامت انسان از آن محافظت کرد، محافظتی که هرگز به بهای پایمال شدن انسانهای دیگر تمام نشود.
از همین رو، تعهد به کرامت انسان مرا ملزم میکند که در برابر هر کنش ضدانسانی، از هر سو که باشد، بیتفاوت نمانم و در حد توان در برابر آن بایستم، بیآنکه دراین ایستادگی، انسانیت را حتی در مورد عاملان آن انکار کنم.
من پایمال شدن حقوق هموطنانم توسط دیگر هموطنانی که چند صباحی بر زندگی دیگری مسلط شدهاند را دیدهام. من سواستفاده از قدرت قدرتمندان در کشورم را نظاره کردهام. من فساد سیستمیک و سیستماتیک حاکم بر ساختارهای حاکمیتی سرزمینم را شاهد بودهام و امروز در میانهی تجاوز دو کشور اتمی غیر پایبند به معاهدات بینالمللی به سرزمینم، کشته شدن غیرنظامیان، ترور نظامیان و مقامات سیاسی و هدف قرار گرفتن زیرساختهای دفاعی و حیاتی سرزمینم را به چشم میبینم.
با اینکه بین ملیگرایی سیاسی و وطندوستی بر پایهی انساندوستی تفاوت قائلم و طرفداری کور و وفاداری بی هدف را مذموم میدانم، اما نمیتوانم قبول کنم مرگ هموطنانم توسط نیروهای خارجی بهای آزادیشان قلمداد شود که به ندرت هم شاهدی از تاریخ برای آن دارم. همچنین نمیتوانم بپذیرم ایرانم را تضعیف کنند و در وضعیتی فروپاشیده، بدون دفاع و آسیبپذیر در برابر مهاجمین رها کنند. مهاجمی که رویای اسرائیل بزرگ در سر دارد و بارهای بار در مجامع بینالمللی همچون سازمان ملل، شورای امنیت، دیوان بینالمللی دادگستری، دیوان کیفری بینالمللی و شورای حقوق بشر سازمان ملل بابت اشغال سرزمینی، شهرکسازی غیرقانونی، جنایتهای جنگی و نقض حقوق بشر محکوم شده و با وتو و حمایتهای آمریکا از زیر بار فشارهای حقوقی بینالمللی بیرون آمده است. همچنین آمریکایی که با شعار آزادی و حقوق بشر کارنامهی ننگینی در ویتنام، عراق، افغانستان، سومالی، یمن و... در برابر غیرنظامیان دارد و به صراحت در بیانیههای رسمی ماموریت خود، تغییر دولتهای دیگر را تامین کننده منافع خود میداند.
حال، من این ایران، این سرزمین آبا و اجدادی را آنگونه که گفتم دوست دارم. این وطن امانتی است که تعالی آن را هرگز از دشمن خارجی طلب نخواهم کرد و برای دفاع از آن نه مکث میکنم، نه از کسی اجازه میگیرم و نه خجالت میکشم. ایالات متحده آمریکا و رژیم تروریستی اسرائیل به ایرانِ ما و به ما ایرانیان حمله کردهاند. نه آزادی ما به آنها ربط دارد و نه رابطهی ما با جمهوری اسلامی، که حاکمیت مسلط بر زندگی ایرانیان را ابزاری در دست مردم میبینم و نه مقصد آنها و اینگونهست که معتقدم راست کردن کجرویهای حکومت حاکم بر ایرانیان نیز به خودشان ربط دارد و نه دیگران.
از این رو، دفاع موثر از ایرانی که دوستش دارم، تلاش برای بقای ایرانیانی که دوستشان دارم و مقابله برای رفع تهدید هر نیروی متخاصمی را در چارچوب حقوق انسانی، حق بلاشک خود و ایرانیان میدانم و این دفاع، این تلاش و این مقابله را نیز دوست خواهم داشت.



